أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
139
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
دشمن خود را به شام برده ، به عنوان يك غنيمت به كسى كه در آنجا بر سركار خواهد آمد ، تحويل دهد . از ابن زبير هم كه فردى بيدار و حريص و بلندپرواز بود ، چنين توجهى نسبت به خدعهء حصين بن نمير امرى طبيعى بود . به هر روى ، دو گروه در اين گفتگوى صلح ، با يكديگر توافق نكردند . حصين بن نمير عقيدهاش اين بود كه ادامهء اين نبرد ، بىهدف خواهد بود . بنابراين دست از محاصرهء مكه برداشت و به شام برگشت . در آنجا خلافت در اختيار معاوية بن يزيد قرار گرفته بود كه در ربيعالاول سال 64 در اجتماعى از مردم اعلام كنارهگيرى كرده ، گفت : من كارى را بر عهده گرفتم كه قادر به انجام آن نيستم . من كار شما را به شما واگذار كردم ، هر كسى را مايليد انتخاب كنيد . مورّخان در بارهء مدت زمان خلافت او از نصف يك ماه تا سه ماه اختلاف نظر دارند . بدين ترتيب كار ابن زبير در مكه و حوالى آن استقرار يافت و مردم آنجا و مدينه با او بيعت كردند . پس از آن بصره و كوفه هم با او بيعت كردند . وى كسانى را به مصر و يمن فرستاد كه آنان هم همگى با وى بيعت كردند . در خراسان نيز با او بيعت شد و گروه زيادى از خوارج هم با او بيعت نمودند . همچنين اهل حمص و فلسطين و عراق و ساير بلاد شام ، به جز دمشق او را همراهى كردند . شمارى از مردم دمشق هم براى ابن زبير فعاليت كرده ، در اطراف ضحاك بن قيس فهرى نايب دمشق كه از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، گرد آمدند . او هم خطبهء بلندى خواند و مردم را به بيعت با ابن زبير فرا خواند . « 1 » مروان بن حكم ديد كه كار شام نيز به مانند ساير شهرها به تدريج در اختيار ابن زبير قرار خواهد گرفت . بنابراين قصد رفتن به مكه و بيعت با ابن زبير داشت تا براى بنىاميه امان بگيرد . در راه به شمارى از امويان برخورد كه او را از اين تصميم باز داشتند . آنان به وى گفتند : تو شيخ قريش هستى ، و خالد بن يزيد بچه است و عبدالله بن زبير پير . تنها آهن مىتواند آهن را فرو كوبد . خالد را مقابل ابن زبير قرار نده ، بلكه خودت را كه بزرگ
--> ( 1 ) . العقد الفريد ، ج 2 ، ص 313 .